اگر افغانستان هم اراده ای چون ملت ایران داشت و سرانی مثل موسوی و کروبی، مطمئن باشید اونجا هم الان وضعیتی مشابه ایران داشت و عبدالله عبدالله هم به این راحتی ها پا پس نمیکشید.
اگر افغانستان هم اراده ای چون ملت ایران داشت
نوامبر 3, 2009 با hayahuمواظب حیله کودتاچیان، حمله به سفارت روسیه، در روز 13 آبان نیفتیم
نوامبر 2, 2009 با hayahuپارلماننیوز: در حالی كه محمود احمدینژاد در سال 58 در واكنش به پیشنهاد تسخیر سفارت آمریكا با این اقدام مخالفت كرده و میگفت “اگر بنا به تسخیر است، سفارت شوروی واجبتر است”، اكنون روزنامههای حامی دولت مدعی شدهاند مخالفان احمدینژاد به دنبال تجمع مقابل سفارت روسیه در روز 13 آبان هستند؛ هرچند هیچ منبع رسمی مخالفان دولت آن را تأیید نكرده است.
12 و 13 آبان ماه ساعت 10:00 تا 10:30 شب
نوامبر 2, 2009 با hayahuما بالاترینان و وبلاگ نویسان داخل ایران، فردا و پس فردا، 12 , 13 آبان ماه ساعت 10:00 تا 10:30 شب، اینترنت را به حال خود رها کرده و کنار پنجره یا پشت بام، با ندای “الله اکبر” و “مرگ بر دیکتاتور”، به نشانه احترام به شهیدانمان و تداوم راه سبزمان، قلب کودتاچیان را نشانه خواهیم رفت؛ باشد که طنین “الله اکبر” هایمان، مرهمی باشد بر غربتمان در خاکمان و پیشوازی باشد بر 13 آبان سبز و دردی باشد بر سینه کوتاچیان متقلب.
همه باهم، یک صدا و استوار
نوامبر 1, 2009 با hayahuساعت 10 سه شنبه شب، 12 آبان ماه، با فریاد “مرگ بر دیکتاتور” و “الله اکبر” از خدای واحد کمک خواهیم خواست و در سرتاسر ایران با فریادهایمان، همه باهم، یک صدا و استوار لرزه بر اندام کودتاچیان خواهیم انداخت و خواب را از چشمانشان خواهیم ربود.
خطاب به ابراهیم نبوی، محسن سازگارا و محسن مخملباف و دیگر سبزهای خارج از کشور
اکتبر 30, 2009 با hayahuیکی دو ماه پیش خبری مبنی بر راه اندازی شبکه ماهواره ای جنبش سبز توسط ابراهیم نبوی، در سایتها منتشر شد و تا اینجا هم پیش رفت که یک ایرانی الاصل ساکن فرانسه مبلغ هنگفتی را برای کمک به این شبکه ماهواره تقبل کرده بود. که البته بعدها این خبر بدست فراموشی سپرده شد.
آقای کروبی هم خبر از راه اندازی همچین شبکه داده بودند.
با توجه به محدودیت های سیاسی و مالی داخل کشور از اول هم معلوم بود که آقای کروبی نخواهد توانست این شبکه رال راه اندازی کنند.
و اما برای فعالان سبز خارج از کشور، چرا این شبکه راه اندازی نشد؟ البته حالا هم میتوان به راه اندازی این شبکه امیدوار بود، ولی چرا این شبکه تا حالا راه اندازی نشده است؟ این سوالی است که فعالان سبز خارج از کشور، مخصوصا ابراهیم نبوی و محسن مخلباف و محسن سازگارا و دیگر فعالان سبز که دستی در سیاست و سینما و خبرنگاری دارند باید پاسخ دهند.
اگر مساله، مالی است باید گفته شود تا که از تمام سرمایه گذاران ایرانی دعوت بعمل آید و اگر مساله مالی نیست باز هم باید مشکل به اطلاع مردم برسد.
پیشاپیش از زحمات تمام سبزها، چه داخلی و چه خارجی تشکر بعمل می آید.
کنکاش در مورد دین و عقیده دیگران
اکتبر 30, 2009 با hayahu“بحث درمورد دین و عقیده دیگران” تا آنجائی مجاز است که فقط بتوانیم بگوئیم “اعتقاد داشتن، یا نداشتن، یک مساله خصوصی است و کنکاش در محدوده خصوصی افراد هم جرم محسوب می شود”، همین و بس.
تو تله خودمان نیافتیم
اکتبر 29, 2009 با hayahuدیشب یه لینکی با موضوع ریشه یابی عدم حضور جنبش سبز در آذربایجان و رمز مشارکت آذربایجان در این جنبش (یه مقاله تحلیلی)در بالاترین گذاشتم، با کوله باری از منفی از طرف بعضی از دوستان مواجه شدم، تو کامنتها هم نوشتم که دوستانی که با منفی هایشان ما را مستفیذ میکنند لطفا نظراتشون رو هم بیان کنند که متاسفانه هیچ نظری از جانب این دوستان مشاهده نشد و منفی ها همچنان ادامه داشت، این در حالی است که اینگونه منفی ها به اینگونه لینکها، تحلیل مسائل آذربایجان، به کرات در بالاترین مشاهده شده است.
آیا ما صرفا بدلیل اینکه موافق با یک تحلیل در یک مورد خاص، مسائل آذربایجان، نیستیم می تواند دلیل بر منفی دادن باشد؟ یا آیا اینکه واقعا نبایستی در بالاترین به تحلیل مسائل آذربایجان بپردازیم؟آیا کاربران بالاترین، خواسته یا ناخواسته، دچار یک شوونیزم از نوع شوونیزم فارس شده اند؟ یا اینکه نیازی به حضور آذربایجان در جنبش سبز نوپایمان احساس نمی کنیم؟
دوستان! بالاترین مدلی است کوچک از جامعه ایرانی با فرهنگهای متفاوت؛ همزیستی مسالمت آمیز و متنوع این فرهنگها-که همگی ایرانی هستند- را میتوانیم از بالاترین شروع کنیم و بعد به جامعه واقعی ایرانی بسط دهیم، برای نیل به این همزیستی مسالمت آمیز باید مواظب تله هایی باشیم که بعضا، ناخواسته، خودمان برای خودمان درست میکنیم.
به امید ایرانی آباد
ریشه یابی عدم حضور جنبش سبز در آذربایجان و رمز مشارکت آذربایجان در جنبش سبز
اکتبر 28, 2009 با hayahuفکر میکنم دیگر وقت آن رسیده باشد که بتوانیم نگاهی منطقی به عدم حضور جنبش سبز در آذربایجان داشته باشیم.
همانطورکه همه می دانیم آذربایجان در طول تاریخ همواره برای نیل به آزادی و حق طلبی درآذربایجان و ایران، پیشتاز بوده است، چه در حمله اعراب به ایران، چه در انقلاب مشروطه، چه انقلاب اسلامی و چه در جریانات بعد انقلاب و چه های بیشمار دیگر.
خیلی ها به این باورند که آذربایجان، آذربایجان سابق نیست و در حال حاضر از آن رشادت ها و شعور سیاسی بی بهره است، که من خود با این تفکر موافق نیستم، چرا که، خیلی دور نیست، سه سال پیش در جریان توهین کاریکاتوری که به آذربایجان شد، دیدیم و شنیدیم که حتی شهرهای کوچک آذربایجان نیز بپا خواستند و همصدا با دیگر آذربایجانیان، اعتراض خود را به شدیدترین نحو ممکن بگوش ایرانیان و جهانیان رساندند.
خوب! چه شد که آذربایجان بخاطر یک کاریکاتور، که چندان هم مهم نبود، غرش کرد و خروشید ولی بخاطر مساله ای به این مهمی، کودتای 24 خرداد، حرکتی از خود نشان نداد؟
جوابش ساده است، به حافظه تاریخی خود رجوع کنیم، در اعتراض آذربایجان نسبت به کاریکاتور، واقعا چه تعداد از اصلاح طلبان این قضیه کاریکاتور را محکوم کردند، غیر از آقای زیدآبادی و یکی دوتای دیگه، آیا واقعا اصلاح طلبان، در کلیت، این قضیه برایشان اهمیتی داشت؟ اگر اهمیتی داشت چرا نگفتند و ننوشتند و محکومش نکردند؟ آیا اگر توهینی به تعدادی از هموطنانمان در نقطه دیگری از ایران بشود و فریاد اعتراض تعداد کثیری از اینها بگوشمان برسد، من و شما باید خاموش بنشینیم و این قضیه تا زمانی که به ما مربوط نشود و پای خودمان را هم نگیرد نباید حمایتشان کنیم؟
خوب یا بد، اتفاقی که در جریان کاریکاتور افتاد این بود و این قضیه را بایستی بیشتر به حساب اشتباه اصلاح طلبان در آن زمان گذاشت که تاثیرش را هم امروز به این شکل میبینیم.
کاملا بجا بود و انتظار هم می رفت که اصلاح طلبان قضیه کاریکاتور را، نه بخاطر خود کاریکاتور که بخاطر احترام و اظهار همدردی با اعتراض آذربایجان، محکوم کنند که نکردند.
البته هدف فقط آذربایجان نیست، بلکه این قضیه کل استانهای غیر همزبان با فارسها و یا غیر شیعه ها را هم در بر میگیرد.
خوب، این یک اشتباهی بود که اصلاح طلبان در آن زمان مرتکب شدند، ولی نباید این اشتباه دوباره تکرار شود.
ما اگر واقعا می خواهیم که آذربایجان و دیگر قومیت ها نیز به جنش سبز بپیوندند، بایستی منافع و اهداف آنها را نیز در جنبشمان مد نظر داشته باشیم.
فکر میکنم راهی که در حال حاضر میتوان به این مقصود رسید، گنجاندن منافع و ستمهایی است که خصوصا و فقط برای آن قوم، مثلا آذربایجان، -در طول این چند سال گذشته- در بیانیه های آتی آقای مهندس موسوی و یا نامه های آقای مهدی کروبی باشد.
به امید فراگیری همه جانبه جنبش سبز
در صورت از کار افتادن اینترنت (بالاترین و دیگر سایتهای مشابه)
اکتبر 26, 2009 با hayahuتمام هماهنگی ها و فعالیتهایم را تو کوچه و خیابون دهن به دهن دنبال خواهم کرد.
کم خطر ترین روش شعار نویسی روی دیوار
اکتبر 25, 2009 با hayahuهر کسی رو دیوار خونه خودش، مواقعی که خلوت است، چون هیشکی به اینکه کنار دیوار خونه خودت وایستی و منتظر فرصت بشی، شک نمیکنه.